عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

292

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

پيغامبران و پيشواى ملت خود كرديم ، و آتش بر وى بوستان چون گلستان كرديم . و نشان عدل ما بود كه نمرود طاغى را از درگاه خود برانديم ، و چون خواست كه قربان كند از بهر ما دست ردّ بسينهء وى باز نهاديم و نپذيرفتيم ، و به آن سركشى و جبّارى كه بود بدست پشه‌اى هلاك كرديم . اثر فضل ما بود كه موسى كليم را با پشمينه‌اى و عصائى به خود نزديك كرديم ، بكوه طور برآورديم و همراز « 1 » خود كرديم . نشان عدل ما بود كه فرعون بىعون را از تخت و تاج در ربوديم و او را و جملهء قبطيان را به آب بكشتيم ، و خانها و زيورهاى ايشان رايگان به بنى اسرائيل سپرديم . اثر فضل ما بود كه صدر دولت يتيم بو طالب از هفت آسمان برگذاشتيم ، و مقام محمود و عرش عظيم منزلگاه وى كرديم ، و لقاء و رضاء خود و شفاعت امّت تحفهء وى ساختيم . نشان عدل ما بود كه عقبة و عتبة و امية و شيبة و وليد مغيرة و ابو جهل پر جهل را و جملهء صناديد قريش را به اسفل السّافلين فرو برديم ، و ظلمت كفر ايشان با طىّ ادبار خود برديم ، و نقاب تعزّز از چهرهء جمال اسلام فرو گشاديم ، و بسيط زمين بجمال شرع نبوى و رسالت . محمد ( ص ) عربى بياراستيم و بپرداختيم ، و اين ندا در عالم درداديم : وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ . سائق و قائد صراط الدّين * به ز قرآن مدان و به ز اخبار جز بدست و دل محمد ( ص ) نيست * حلّ و عقد خزينهء اسرار در طريق رسول دست آويز * بر بساط خداى پاى افشار هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ - ميگويد : آنچه كرديم از كرامت و اهانت « 2 » ، و آنچه نموديم از نواخت و سياست ، به آن كرديم تا بدان مردمان عبرت گيرند ، و دانايان پند پذيرند ، و زيركان دريابند ، و هوشياران در هوشيارى بيفزايند ، غافلان از غفلت

--> ( 1 ) - نسخه : هام راز ( 2 ) - نسخه : اعانت